مالزی حدود بیست و پنج میلیون نفر جمعیت دارد و به قول خودشان یک کشور کاملاً اینترنشنال است. متمولین و ثروتمندانشان مالایایی ، سخت کوشان و موفقینشان چینی، طبقه متوسط و کارگرشان هندی و دانشجویانشان ایرانی اند.
به جرئت می توانم بگویم اگر ختم نبوت اعلام نشده بود به پیامبری " ماهاتیر محمد" نخست وزیر اسطوره ای پیشین مالزی ایمان می آوردم. کسی که با یک برنامه ریزی حساب شده و پیاده سازی قانون یک کشور اسلامی مفلوک بدبخت که درسطح پاکستان و بنگلادش بود را به یک کشور توسعه یافته و فوق مدرن تبدیل کرد.
ماهاتیر محمد یک برنامه ی مشهور بیست بیست (2020) ارائه داد و گفت باید تا سال 2020 به یک کشور توسعه یافته پیشرفته تبدیل شویم و من دوازده سال قبل از رسیدن آنها به این موفقیت بزرگ، با دیدن مالزی توسعه یافته، جلوی دوراندیشی و بزرگ منشی او و هماهنگی و همیاری مردم مالزی سر تعظیم فرو می آورم.
با اینکه چهار سال پیش در اروپا بودم اما پیشرفت و نوع تکنولوژی که در مالزی دیدم هرگز ندیده بودم. می شود گفت سرعت پیشرفت تکنولوژی در جهان بگونه ایست که ما با این اوضاع و احوال و درگیریهای یومیه و روزمره و بدبختی و گرفتاری هرگز به آن نمی رسیم.
برایتان یک مثال ساده می زنم. چهار سال پیش در همه کشورهای اروپایی کافی نت وجود داشت و می توانستی خیلی راحت استفاده کنی. کیوسکهای اینترنتی که تازه حالا در برخی دانشگاه ها و فرودگاههای ما نصب شده و برای کار کردن به کارت تلفن احتیاج دارد را من سال 2004 در فرانسه دیده بودم. البته با دو تفاوت عمده اولاً فقط قابلیت دریافت اطلاعات را داشت نه ارسال و دیگر اینکه مجانی بود. اما در مالزی کافی نت بسیار کم و محدود است و من شخصاً اصلا پیدا نکردم. در تمام این کشور اینترنت wireless پوشش داده شده و برای استفاده از اینترنت باید از لب تابت استفاده کنی. شما می توانید شماره اتاقتان را به هتل بدهید تا اینترنتتان را فعال کند . یا روی سفارش غذای رستوران و کافی شاپ اینترنت را هم تقاضا کنید. آنها هم این امکان را به شما می دهند که با لب تاب خود کانکت شده و استفاده کنید. با سرعتی در حد مرگ. هنوز نام صفحه را وارد نکردید همه عکسها و متعلقاتش می آید!! آن وقت وزیر محترم مخابرات دولت مهرورز و خدمتگزار می آید و می گوید همین سرعت اینترنت برای ایران کافیست. بیش از این می خواهیم چه کار؟!!!
در کوالالامپور اولین چیزی که جلوه می کند برجها و آسمانخراشهاست. برجهای دوقلوی پتروناس با 88 طبقه تجاری که طبقه 42 آنها به هم وصل است کلاه بیننده را به زمین می اندازد. پتروناس بلندترین برج دنیاست که بعد از آن برج العربی دوبی و در مقام سوم دوباره یک برج مخابراتی است که در کوالامپور قرار دارد. و جالب اینجاست که همه اینها در ده پانزده سال اخیر ساخته شده اند. پایتخت ،شهری فوق العاده تمیز، مدرن، خوش ساخت و با جدیدترین متدهای معماری است. ارجحیت کوالالامپور به اروپا همین است که چون تازه ساز است چیزی به عنوان بافت قدیمی در آن وجود ندارد.

علاوه بر این پایتخت جدیدی به نام (پوتراجایا) در نزدیکی کوالالامپور در حال تاسیس بود که قرار بود وزارتخانه ها و مراکز اداری مالزی به آن منتقل بشود. در این شهر عجیب و غریب تمام مناظر دیدنی دنیا از هر کشوری ساخته شده بود و مناظری از جمله پل الکساندر، یادبود پیروزی فرانسه، پل خوشبختی و پل خواجوی اصفهان در آن بود. معماری اصیل اسلامی در این شهر حرف اول را می زند. فروش ملک در این منطقه به خارجی ها و مخصوصاً غیرمسلمان محدود بود و مکانی تقدیم شده به ملت مالزی است.
مالزی یک کشور پادشاهی است که هر استان آنهم یک پادشاه مستقل دارد. نخست وزیر، وزیر دارایی هم هست و تمام آنها در شهر جدید برای خود کاخی مستقل داشتند. وزارت دادگستری کم مراجعه ترین وزارت خانه و یک مکان تقریباً نیمه تعطیل بود که به دلیل امنیت بالای مالزی خلوت خلوت بود.
به زودی ماشینهای با سوخت بنزین حق تردد در این منطقه را نخواهند داشت و آلودگی در آن کاملاً کنترل می شود.آب دریاچه های آن روزی سه بار عوض می شد.و جمعیت آن حدود پانصدهزار نفر باقی می ماند.
در مالزی معبد هندوها، بودایی ها، تائوئیستها و مساجد همه در کنار همند. همه ادیان احترام دارند و همه آزادند. (شیوا) بزرگترین خدای هندوها که قامتی به اندازه پنجاه متر دارد و در مقدس ترین معبد هندوهاست در مالزی مسلمان!!! قرار دارد. جالب اینجاست که سالی یک بار هندوها مراسمی شبیه حج ما می گیرند و میلیونها نفر در یک زمان خاص به اینجا می آیند و آزادانه زیارت می کنند.
در استان " پهنگ" مالزی منطقه ای به نام "گنتینگ" وجود دارد که محصول فکر خوب یک چینی به نام "تانگ" است. در این منطقه باید سوار بزرگترین تله کابین دنیا به طول چهار کیلومتر و ارتفاع 1500 متر بشوی تا به یک منطقه توریستی برسی. در این منطقه چندین هتل. یک شهربازی سر پوشیده، یک پارک آبی فوق العاده بزرگ و دومین کازینوی بزرگ دنیا(بعد از لاس وگاس امریکا) وجود دارد.
بزرگترین هتل دنیا که 6180 اتاق دارد در این مکان است. جالب اینجاست که ورودی این تله کابین به پول ما کمتر از سه هزار تومان است. نکته فوق العاده مهم و جالب اینکه از آنجایی که مالزی کشوری مسلمان است، ورود مالزیایی ها به کازینو ممنوع است ولی توریستها می توانند به راحتی به آنجا بروند و بازی کنند. در چهل متری این کازینو نمازخانه ای وجود دارد که اگر خواستید قمار کنید، اگر نخواستید نیایش!!!.... و این است مفهوم آزادی واقعی!!!

راستش را بخواهید حس می کنم نوشته هایم خیلی مبسوط و طولانی شدند. امروز کلک داستان مالزی را می کنم و یک پست کوتاه هم برای سنگاپور می نویسم و تمام!
شنیده ام در مالزی کار برای ایرانی های غیر دانشجو به سختی گیر می آید. آنها معتقدند خارجی ها بیایند و در اینجا تکنولوژی را به ما یاد بدهند و خنگهایشان بمانند و با هوشهایشان بروند. اگر ایرانی به راحتی بتواند کار کند دیگر جایی برای بومی ها نمی ماند.چون ایرانی تیزهوش است و جای آنها را می گیرد. در موقعیت مشابه استخدام هندی، فیلیپینی و اندونزیایی به ایرانی ترجیح داده می شود ولی اگر فارغ التحصیل خود مالزی باشی اوضاع اندکی بهتر است. در ضمن اگر اهل تجارت و کار مستقل باشی می توانی تاجر موفقی شوی. استادی دانشگاه هم برای ایرانیان تحصیل کرده شغل قابل دسترسی است.
از نکات منفی مالزی می توان به دو نکته اشاره کرد : یکی اینکه به دلیل روغن مخصوصی که به غذاهایشان می زنند بوی مخصوصی در پس زمینه این کشور وجود دارد... بوی بدی نیست ولی خب در همه جا و مخصوصاً جاهایی که رستوران زیاد است به مشام می رسد و دومین مسئله اینکه در این مملکت چیزی به عنوان لبنیات وجود ندارد و یا بسیار محدود است. مثلاً در صبحانه هتل مقدار قلیلی شیر بود و اصلاً چیزی به عنوان پنیر و ماست و دوغ در مالزی نمی بینی. یکی از بچه ها می گفت یک جایی ماست گیر آورده که به پول ما می شده سطلی دوازده هزار تومان!!!! البته آنها مواد مورد نیاز بدنشان را به جای لبنیات با ماهی تامین می کنند و مشکلی ندارند ولی برای ما که خودمان را با لبنیات خفه می کنیم خیلی سخت است!


